شفق زار
لغتنامه دهخدا
شفق زار. [ ش َ ف َ ] (اِ مرکب ) شفق جلوه . شفق کده . شفقستان . چیزی سرخ و گلگون . (ناظم الاطباء). سرخرنگ :
ز دست خودش بر سر دار کن
ز خونش هوا را شفق زار کن .
و رجوع به مترادفات کلمه شود.
ز دست خودش بر سر دار کن
ز خونش هوا را شفق زار کن .
و رجوع به مترادفات کلمه شود.