شفاعتگر
لغتنامه دهخدا
شفاعتگر. [ش َ ع َ گ َ ] (ص مرکب ) کسی که گناهکار را بیامرزاند. (آنندراج ). خواهشگر. میانجی . درخواهنده :
بعد از آن در زیر دار آور مرا
تا بخواهد یک شفاعتگر مرا.
پیمبر کسی را شفاعتگر است
که در جاده ٔ شرع پیغمبر است .
کنی مصطفی را شفاعتگرم
دهی ساغر از ساقی کوثرم .
شفاعتگر میکشان مصطفاست
که ته جرعه اش بهره ٔ انبیاست .
بعد از آن در زیر دار آور مرا
تا بخواهد یک شفاعتگر مرا.
پیمبر کسی را شفاعتگر است
که در جاده ٔ شرع پیغمبر است .
کنی مصطفی را شفاعتگرم
دهی ساغر از ساقی کوثرم .
شفاعتگر میکشان مصطفاست
که ته جرعه اش بهره ٔ انبیاست .