شحنه کش
لغتنامه دهخدا
شحنه کش . [ ش ِ ن َ / ن ِ ک ُ ] (نف مرکب ) کشنده ٔ شحنه . || به مجاز تأدیب کننده ٔ شحنه :
گر تو را تیغ حکم در مشت است
شحنه کش باش دزد خود کشته ست .
|| (ن مف مرکب ) کشته ٔ شحنه . مقتول شحنه .
گر تو را تیغ حکم در مشت است
شحنه کش باش دزد خود کشته ست .
|| (ن مف مرکب ) کشته ٔ شحنه . مقتول شحنه .