سنگ قناعت
لغتنامه دهخدا
سنگ قناعت . [ س َ گ ِ ق َ ع َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) سنگی که در وقت شدت گرسنگی بر شکم بندند تا ایذای جوع کم شود، چنانکه درزمان آن حضرت (پیغمبر) اصحاب می بستند و این عمل مسنون است . (آنندراج ). سنگی که در شدت گرسنگی بر شکم بندند تا اذیت آن کم گردد. (ناظم الاطباء) :
سنگ قناعت ما سنگ نشان ما شد
ورنه بسر نرفتی آسان ره توکل .
رجوع به سنگ مجاعه شود.
سنگ قناعت ما سنگ نشان ما شد
ورنه بسر نرفتی آسان ره توکل .
رجوع به سنگ مجاعه شود.