سنبله ٔ زر
لغتنامه دهخدا
سنبله ٔ زر. [ سُم ْ ب ُ ل َ / ل ِ ی ِ زَ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) کنایه از منقل و آتش و آتشدان . (برهان ) (آنندراج ) (انجمن آرای ناصری ) :
سرد است سخت سنبله ٔ زر بخرمن آر
تا سستیی بعقرب سرما برافکند.
رجوع به سنبل زر شود.
سرد است سخت سنبله ٔ زر بخرمن آر
تا سستیی بعقرب سرما برافکند.
رجوع به سنبل زر شود.