سعید طائی
لغتنامه دهخدا
سعید طائی . [ س َ ] (اِخ ) حکیم ... جامع کمالات و صاحب احوالات پسندیده بود. در سخنگویی پایه ٔ عالی داشته . محمد عوفی او را توصیف کرده و اشعارش را در کتاب خود آورده او را معاصر سلاطین و آل سلجوق دانسته . او راست :
غم مخور ای بخرد این جهان بنماند
هرچه تو بینی خود آنچنان بنماند
راحت و شادیش پایدار نباشد
گریه و زاریش جاودان بنماند.
حکیم الکامل ملقب بزین الشعراء و در شماره ٔ شعرای دوره سلجوق آورده است . رجوع به تاریخ ادبیات صفا صص 694 - 695 شود.
غم مخور ای بخرد این جهان بنماند
هرچه تو بینی خود آنچنان بنماند
راحت و شادیش پایدار نباشد
گریه و زاریش جاودان بنماند.
حکیم الکامل ملقب بزین الشعراء و در شماره ٔ شعرای دوره سلجوق آورده است . رجوع به تاریخ ادبیات صفا صص 694 - 695 شود.