سعید
لغتنامه دهخدا
سعید. [ س َ ] (اِخ ) ابن سعیدالفارقی . مکنی به ابوالقاسم نحوی . مردی ادیب و فاضل بود او را تصنیفات متعددی است . از آنجمله کتاب تقسیمات العوامل و عللها. کتاب تفسیرالمسائل المشکل فی اول المقتضب للمبرد و جز آن . وی بسال 391 هَ .ق . درگذشت . (معجم الادباء ج 4 ص 240).