رواج دادن
لغتنامه دهخدا
رواج دادن . [ رَ دَ ] (مص مرکب ) رونق دادن . روایی بخشیدن . آب و تاب بخشیدن . رایج کردن . ترویج کردن . رجوع به رواج شود :
چنان منادی عشق است در درون خراب
که آنکه میدهد این ملک را رواج یکی است .
چنان منادی عشق است در درون خراب
که آنکه میدهد این ملک را رواج یکی است .