رایل
لغتنامه دهخدا
رایل . [ ی ِ ] (ع ص ، اِ) رائل . راؤل . دندان زاید که در ردیف دندانهای دیگر نروید بلکه پس پشت آنها برآید. (از اقرب الموارد). دندان زاید. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). ج ، روائل . (ناظم الاطباء). دندانی که برای جانوران درآید و آنها را از خوردنی و آشامیدنی بازدارد. (از اقرب الموارد). || چکان از هر چیزی . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). هر چیزی که قطره قطره بریزد. (ناظم الاطباء).
- روال رایل ؛ آب دهان ستور که از بسیاری ریزان باشد. (ناظم الاطباء).
- روال رایل ؛ آب دهان ستور که از بسیاری ریزان باشد. (ناظم الاطباء).