خرقی
لغتنامه دهخدا
خرقی .[ خ َ رَ ] (اِخ ) عبدالرحمن بن بشر خرقی . از فاضلان مرو بود و از جریر و غیر او حدیث کرد و از او احمدبن سیار امام روایت کرد. ابوزرعة مسیحی بر او ثناء فرستاده و گفته است عبدالرحمن مردی صالح بود و در مرو شایع بود که او از اهل خَرَق است . (از انساب سمعانی ).