26 فرهنگ

خالد

لغت‌نامه دهخدا

خالد. [ ل ِ ] (اِخ ) ابن کلثوم . یکی از عالمان به احوال شعرا و اهل ادب عرب است . خالدبن کلثوم به روایت احمدبن ابی طاهر از ابی الحسن طوسی از اسماعیل بن عبید، گفت : ذوالرمه در شعر صاحب تشبیب بر زنان و اوصاف و بکاء بر دیار است و آنگاه که به مدح و هجو می پردازد کارش اهمیتی ندارد. (از الموشح ص 176). در حاشیه ٔ المعرب جوالیقی این مصرع از خالد روایت شده است :
کالمرزبانی عیال باوصال . (از المعرب جوالیقی ص 319).