26 فرهنگ

حیدان

لغت‌نامه دهخدا

حیدان . [ ح َ ی َ ] (ع مص ) میل کردن و بگشتن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). بگشتن . (تاج المصادر بیهقی ). رجوع به حَید شود.