حوضه
لغتنامه دهخدا
حوضه . [ ح َ ض َ ] (ع اِ) عماری فیل وجز آن که بصورت حوض بسازند. (آنندراج ) :
نشیننده ٔ حوضه ٔآبگیر
پلی کز حجابی ندارد گزیر.
حوضه ای ساخته ز سنگ رخام
حوض کوثر بدو نوشته غلام .
چو زد کوزه بر حوضه ٔ سنگ بست
سفالین بد آن کوزه حالی شکست .
نشیننده ٔ حوضه ٔآبگیر
پلی کز حجابی ندارد گزیر.
حوضه ای ساخته ز سنگ رخام
حوض کوثر بدو نوشته غلام .
چو زد کوزه بر حوضه ٔ سنگ بست
سفالین بد آن کوزه حالی شکست .