جنسیت
لغتنامه دهخدا
جنسیت . [ ج ِ سی ی َ ] (ع مص جعلی ) همجنسی .حالت و کیفیت جنس . (فرهنگ فارسی معین ) :
همه جنس از گور و گاو و پلنگ
بجنسیت آرند شادی بچنگ .
جاذبه ٔ جنسیت است اکنون ببین
که تو جنس کیستی از کفر و دین .
گر نه جنسیت بدی از من در او
کی رخ آوردی بمن آن زشت رو؟
|| (اصطلاح جدید) رجولیت یا انوثیت افراد. (فرهنگ فارسی معین ).
همه جنس از گور و گاو و پلنگ
بجنسیت آرند شادی بچنگ .
جاذبه ٔ جنسیت است اکنون ببین
که تو جنس کیستی از کفر و دین .
گر نه جنسیت بدی از من در او
کی رخ آوردی بمن آن زشت رو؟
|| (اصطلاح جدید) رجولیت یا انوثیت افراد. (فرهنگ فارسی معین ).