جفا دیدن
لغتنامه دهخدا
جفا دیدن . [ ج َ دَ ] (مص مرکب ) جفا بردن . متحمل جفا و ستم شدن . بار ظلم و بیداد کسی را کشیدن :
اگر گم کند راه آموزگار
سزد گر جفا بیند از روزگار.
هر آن طفل کو جور آموزگار
نبیند، جفا بیند از روزگار.
جور و جفا دیدی و رنج و عتاب کشیدی . (گلستان سعدی ). رجوع به جفا بردن شود.
اگر گم کند راه آموزگار
سزد گر جفا بیند از روزگار.
هر آن طفل کو جور آموزگار
نبیند، جفا بیند از روزگار.
جور و جفا دیدی و رنج و عتاب کشیدی . (گلستان سعدی ). رجوع به جفا بردن شود.