جعفر
لغتنامه دهخدا
جعفر. [ ج َ ف َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان اسفندآباد بخش قروه ٔ شهرستان سنندج در 35هزارگزی شمال باختری قروه کنار خط تلفن و راه عمومی مالرو قروه به بیجار. تپه ماهور و سردسیر است و سکنه ٔ آن 205 تن سنی مذهب و کردی زبانند. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و فرآورده های شیر و شغل اهالی زراعت و گله داری و قالی و جاجیم بافی است . راه مالرو دارد و تابستان از راه شوراب اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).