جدال
لغتنامه دهخدا
جدال . [ ج َ ] (اِ) به لغت اهل مغرب غوره ٔ خرما را گویند، یعنی خرمای سبز و نارس . (برهان ). غوره های خرما. (آنندراج ). خاره ٔ خرما. (مهذب الاسماء). در لغت نجد غوره ٔ خرما که سبز و مدورشده و نرسیده باشد. (از اقرب الموارد) :
و سارت الی یبرین َ خمساً فاصبحت ْ
یخِرّ علی ایدی السقاة جدالها.
واحد آن جدالة است . (از اقرب الموارد). || سفالهای سخت شده . || زمینهای سخت . (آنندراج ).
و سارت الی یبرین َ خمساً فاصبحت ْ
یخِرّ علی ایدی السقاة جدالها.
واحد آن جدالة است . (از اقرب الموارد). || سفالهای سخت شده . || زمینهای سخت . (آنندراج ).