26 فرهنگ

جان بر

لغت‌نامه دهخدا

جان بر. [ جام ْ ب َ ] (نف مرکب ) کسی که میرهاند جان خود را. (ناظم الاطباء) : که احدی از آنها از دست آن ملعون جان بر نشد. (مجمل التواریخ گلستانه ).
دل جان بر نمییابم ز دست تیغ مژگانش
بدور چشم او پیمانه ها لبریز می بینم .

طالب آملی (از بهار عجم ).