توفیه
لغتنامه دهخدا
توفیه . [ ت َ ] (ع مص ) در بیت زیر از سنائی به معنی تَوفیَه آمده است :
آن ز توفیه و صیانت ملک را خیرات بخش
وآن ز توجیه ودیانت شرع را اندیشه خوار.
رجوع به توفیة شود.
آن ز توفیه و صیانت ملک را خیرات بخش
وآن ز توجیه ودیانت شرع را اندیشه خوار.
رجوع به توفیة شود.