تنگتاب
لغتنامه دهخدا
تنگتاب . [ ت َ ] (ص مرکب ) معدوم الطاقة. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). ناتوان . (آنندراج ). کم حوصله و بسیار تند و سست و ناتوان . (ناظم الاطباء) :
سپاهی عزب پیشه ٔ تنگتاب
چو دیدند روی چنان بی نقاب .
سپاهی عزب پیشه ٔ تنگتاب
چو دیدند روی چنان بی نقاب .