تقویت کردن
لغتنامه دهخدا
تقویت کردن . [ ت َ وِ ی َ ک َ دَ ] (مص مرکب )نیرو دادن . توانا کردن . قدرت دادن : خلقی به تعصب بر وی گرد آمدند و تقویت کردند. (گلستان ).
گر تقویت کنی ز ملک بگذرد بشر
ور تربیت کنی به ثریا رسد ثری .
رجوع به تقویت و دیگر ترکیبهای آن شود.
گر تقویت کنی ز ملک بگذرد بشر
ور تربیت کنی به ثریا رسد ثری .
رجوع به تقویت و دیگر ترکیبهای آن شود.