تقاضا آمدن
لغتنامه دهخدا
تقاضا آمدن . [ ت َ م َ دَ ] (مص مرکب ) تقاضا برآمدن . میل کردن . خواهان شدن :
چو کار از پای بوسی برتر آمد
تقاضای دهان بوسی برآمد.
تقاضای آن شوی چون آیدش
که از سنگ وآهن برون آیدش .
رجوع به تقاضا و دیگر ترکیبهای آن شود.
چو کار از پای بوسی برتر آمد
تقاضای دهان بوسی برآمد.
تقاضای آن شوی چون آیدش
که از سنگ وآهن برون آیدش .
رجوع به تقاضا و دیگر ترکیبهای آن شود.