تغیر پذیرفتن
لغتنامه دهخدا
تغیر پذیرفتن . [ ت َ غ َی ْی ُ پ َ رُ ت َ ] (مص مرکب ) قبول دگرگونی :
آنچه تغیر نپذیرد تویی
آنکه نمرده است و نمیرد تویی .
عهد ما با تو نه عهدی که تغیر بپذیرد
بوستانی است که هرگز نزند باد خزانش .
آنچه تغیر نپذیرد تویی
آنکه نمرده است و نمیرد تویی .
عهد ما با تو نه عهدی که تغیر بپذیرد
بوستانی است که هرگز نزند باد خزانش .