تعلیم گرفتن
لغتنامه دهخدا
تعلیم گرفتن . [ ت َ گ ِ رِ ت َ ] (مص مرکب ) فراگرفتن . آموختن چیزی از کسی :
همه شیران بیشه بیم گیرند
که مردان از زنان تعلیم گیرند.
دردمندی از فلک تعلیم می باید گرفت
هر سر مه ناخنی بر سینه می باید زدن .
خاکساری نقش پا تعلیم میگیرد ز ما
در فن خود گرچه بی قدریم شهرت کرده ایم .
و رجوع به تعلیم و دیگر ترکیبهای آن شود.
همه شیران بیشه بیم گیرند
که مردان از زنان تعلیم گیرند.
دردمندی از فلک تعلیم می باید گرفت
هر سر مه ناخنی بر سینه می باید زدن .
خاکساری نقش پا تعلیم میگیرد ز ما
در فن خود گرچه بی قدریم شهرت کرده ایم .
و رجوع به تعلیم و دیگر ترکیبهای آن شود.