تعلیم نمودن
لغتنامه دهخدا
تعلیم نمودن . [ ت َ ن ِ / ن َ دَ ] (مص مرکب ) آموزانیدن . آموختن چیزی به کسی :
به هر سالی که دولت می فزودش
خرد تعلیم دیگر مینمودش .
و رجوع به تعلیم و دیگر ترکیب های آن شود.
به هر سالی که دولت می فزودش
خرد تعلیم دیگر مینمودش .
و رجوع به تعلیم و دیگر ترکیب های آن شود.