تعجیل دادن
لغتنامه دهخدا
تعجیل دادن . [ ت َ دَ ] (مص مرکب ) شتاب فرمودن . برانگیختن به شتاب و پیشی گرفتن :
خجلت حلم تو داده است زمین را تسکین
غیرت حکم تو داده است زمان را تعجیل .
و رجوع به تعجیل و ترکیبهای آن شود.
خجلت حلم تو داده است زمین را تسکین
غیرت حکم تو داده است زمان را تعجیل .
و رجوع به تعجیل و ترکیبهای آن شود.