تصویر سایه دار
لغتنامه دهخدا
تصویر سایه دار. [ ت َص ْ رِ ی ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) بتی که از سنگ و جز آن باشد. (ناظم الاطباء). صورتی که سایه اش افتد. مثل تصویر سنگ و آهن و طلا و غیره و این بمذهب امامیه شکستنی است بخلاف تصویر رنگ و ته نشان . (آنندراج ). بت که از سنگ و آهن و غیره باشد و در مذهب شیعه شکستن آن واجب است بخلاف تصویر رنگ . (غیاث اللغات ) :
شد ز یمن سایه ٔ لطفش هما مردود خلق
در جهان مانند تصویری که باشد سایه دار.
هر کس به سایه ٔدگری از درش رود
می بایدش شکست چو تصویر سایه دار.
شد ز یمن سایه ٔ لطفش هما مردود خلق
در جهان مانند تصویری که باشد سایه دار.
هر کس به سایه ٔدگری از درش رود
می بایدش شکست چو تصویر سایه دار.