تصحیح دادن
لغتنامه دهخدا
تصحیح دادن . [ ت َدَ ] (مص مرکب ) درست کردن . تصحیح کردن :
نهاده بر رخ گل نقطه های شک شبنم
بباغ رو کن و تصحیح این رساله بده .
بس که دارد خط تو اصلاح او را در نظر
در میان خواب هم تصحیح قرآن میدهم .
و رجوع به تصحیح کردن شود.
نهاده بر رخ گل نقطه های شک شبنم
بباغ رو کن و تصحیح این رساله بده .
بس که دارد خط تو اصلاح او را در نظر
در میان خواب هم تصحیح قرآن میدهم .
و رجوع به تصحیح کردن شود.