تزیین دادن
لغتنامه دهخدا
تزیین دادن . [ ت َ زْ دَ ] (مص مرکب ) آراستن . آرایش دادن . زینت دادن :
مسافری تو و گرد جهان مسافروار
همی شوی و جهان را همی دهی تزیین .
ادب ملاحظه می کرده ام که تا غایت
نداده ام به ثنای تو شعر را تزیین .
و رجوع به تزیین در همین لغت نامه شود.
مسافری تو و گرد جهان مسافروار
همی شوی و جهان را همی دهی تزیین .
ادب ملاحظه می کرده ام که تا غایت
نداده ام به ثنای تو شعر را تزیین .
و رجوع به تزیین در همین لغت نامه شود.