تریاک اکبر
لغتنامه دهخدا
تریاک اکبر. [ ت َ /ت ِرْ ک ِ اَ ب َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) پازهر بری . (ناظم الاطباء). تریاق اکبر. تریاق کبیر :
کلکت طبیب انس و جان تریاک اکبر در زبان
صفراییی لیک از دهان قی کرده سودا ریخته .
ز دشمن جفا بردی از بهر دوست
که تریاک اکبر بود زهر دوست .
و رجوع به تریاق و ترکیبهای آن شود.
کلکت طبیب انس و جان تریاک اکبر در زبان
صفراییی لیک از دهان قی کرده سودا ریخته .
ز دشمن جفا بردی از بهر دوست
که تریاک اکبر بود زهر دوست .
و رجوع به تریاق و ترکیبهای آن شود.