ترحم فرستادن
لغتنامه دهخدا
ترحم فرستادن . [ ت َ رَح ْ ح ُ ف ِ رِ دَ ] (مص مرکب ) طلب آمرزش کردن . رحمک اﷲ گفتن کسی را :
شو ترحم فرست خاقانی
خاصه کو عالم ترحم شد.
چو نوبت رسد زین جهان غربتش
ترحم فرستند بر تربتش .
و رجوع به ترحم شود.
شو ترحم فرست خاقانی
خاصه کو عالم ترحم شد.
چو نوبت رسد زین جهان غربتش
ترحم فرستند بر تربتش .
و رجوع به ترحم شود.