بدمعاملت
لغتنامه دهخدا
بدمعاملت . [ب َ م ُ م َ / م ِ ل َ ] (ص مرکب ) بدمعامله :
دنیا بدین خریدنت از بی بصارتی است
ای بدمعاملت به همه هیچ می خری .
و رجوع به بدمعامله شود.
دنیا بدین خریدنت از بی بصارتی است
ای بدمعاملت به همه هیچ می خری .
و رجوع به بدمعامله شود.