اماره
لغتنامه دهخدا
اماره . [ اِ رَ / رِ ] (اِ) شماره و حساب . (برهان قاطع) (ناظم الاطباء) (فرهنگ سروری ). اَمار.اوار. آماره . اواره . (شرفنامه ٔ منیری ) :
اگر خواهی سپاهش را شماره
برون باید شد از حد اماره .
|| دفتر محاسبه . (فرهنگ شعوری ).
اگر خواهی سپاهش را شماره
برون باید شد از حد اماره .
|| دفتر محاسبه . (فرهنگ شعوری ).