افکار
لغتنامه دهخدا
افکار. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ فِکْر و فَکْر، اندیشه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (آنندراج ). فکرها. اندیشه ها.تصورات . اوهام . تدابیر. (ناظم الاطباء) :
خاصه هرشب جمله افکار عقول
نیست گردد غرق در بحر نغول .
خاصه هرشب جمله افکار عقول
نیست گردد غرق در بحر نغول .