26 فرهنگ

ابوسلمه

لغت‌نامه دهخدا

ابوسلمه . [ اَ س َ ل َ م َ ] (اِخ ) باوردی . یکی ازمشایخ طریقت صوفیّه در مائه ٔ چهارم هَ . ق . خواجه عبداﷲ انصاری صحبت او دریافته و گوید: ابوسلمه ٔ خطیب صوفی سیّاح از پیران من است و او پیری بود مشایخ بسیار دیده و به صحبت ایشان رسیده مانند ابوعبداﷲ رودباری و عبّاس شاعر و ابوعمر و نُجید و ابویعقوب نهرجوری . حکایت کنند که کسی از ابوسلمه وصیّتی خواست . او گفت ترک نفاق کن و اتّفاق از دست مده آنگاه توفیق ، رهنمونی تو خواهد کرد. و او همواره می گفت : دریغ از آنکه زندگانی در دنیا کاری است آسان و ما بر خود مشکل می کنیم و فراموش کرده ایم که دنیا مزرعه ٔ آخرت است .