ابوزید
لغتنامه دهخدا
ابوزید. [ اَ زَ ] (اِخ ) عمربن شبّةبن عبیدبن ریطه . و نام شبّه پدر ابوزید، زید و کنیتش ابومعاذ بود.عمر از مردم بصره و مولی بنونمیر، شاعر اخباری فقیه صادق اللهجه ٔ غیر مدخول الروایه است . او در دوشنبه ٔ بیست وچهارم جمادی الاَّخره ٔ سال 262 هَ . ق . در نودسالگی به سرّمن رأی درگذشت و کتابهای او را ابوالحسن علی بن یحیی از پسر او ابوطاهر احمدبن عمر بخرید. از جمله ٔ کتب عمربن شبّه است : کتاب الکوفة. کتاب البصرة. کتاب المدینة. کتاب مکّة. کتاب امراءالکوفة. کتاب امراءالبصرة. کتاب امراءالمدینة. کتاب امراء مکّة. کتاب السلطان . کتاب مقتل عثمان . کتاب الکتّاب . کتاب الشعر و الشعراء. کتاب الأَغانی . کتاب التاریخ . کتاب اخبارالمنصور. کتاب محمد و ابراهیم بن عبداﷲبن حسن بن حسن . کتاب اشعارالشراة. کتاب النسب . کتاب اخبار بنی نمیر. کتاب مایستعجم الناس فیه من القرآن . کتاب الاستعانة بالشعر و ما جاء فی اللغات . کتاب الاستعظام للنحو و من کان یلحن من النحویین . کتاب طبقات الشعراء. رجوع به ابن الندیم و رجوع به معجم الأدباء چ مارگلیوث ج 6 ص 48 شود.