چهاردانگه
لغتنامه دهخدا
چهاردانگه . [ چ َ گ َ ] (اِخ )از قرای بلوک سرحد فارس است . (مرآت البلدان ج 2984). از بلوکات سردسیر فارس . (تاریخ عصر حافظ ص 248). از بلوکات ولایت قشقایی فارس . طولش 144 و عرض آن 66 هزار گز میباشد. حد شمالی آباده و اقلید، جنوبی مائین و کالیفروز و شرقی قنقری و غربی شش ناحیه . آب و هوای آن سردسیر است ، و جمعیتش 6500 تن میباشد. چهاردانگه به چهار ناحیه قسمت میشود: خونکشت ، اوجان ، خسرو شیرین و کوشک زرد. و دارای 29 قریه است . (یادداشت مؤلف ).