26 فرهنگ

چناران

لغت‌نامه دهخدا

چناران . [ چ ِ ] (اِخ ) مؤلف انجمن آرا نویسد: نام شهری است در خراسان که اکراد در آن شهر حاکم و ساکن میباشند. (از انجمن آرا). مؤلف مرآت البلدان نویسد: یکی از قلاع بجنورد میباشد که در میان دره واقع است و از آب چشمه مشروب میشود و50 خانوار سکنه دارد. (از مرآت البلدان ج 4 ص 272).در فرهنگ جغرافیایی آمده است : دهی از دهستان نوده چناران بخش حومه ٔ شهرستان دره گز که در 24 هزارگزی جنوب خاوری بجنورد بر سر راه قدیمی بجنورد به قوچان واقعاست . کوهستانی و سردسیر است و 1428 تن سکنه دارد. آبش از چشمه و قنات . محصولش غلات ، بنشن و انواع میوه است . شغل اهالی زراعت ، مالداری و قالیچه بافی میباشد وراهش مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).