قارن
لغتنامه دهخدا
قارن . [ رِ ] (ع ص ) بندکننده چیزی را به چیزی . پیوسته کننده . (ناظم الاطباء). || رجل قارن ؛ مردی که شمشیر و تیر هر دو داشته باشد. (ناظم الاطباء) (مهذب الاسماء). || همدم . یار. (ناظم الاطباء). || آنکه حج و عمره کند. (السامی فی الاسامی ) (مهذب الاسماء).