فرود
لغتنامه دهخدا
فرود. [ ف ُ ] (اِخ ) نام پسر سیاوش برادر کیخسرو که از دختر پیران ویسه بهم رسیده بود. (برهان ). نام پسر سیاوش و جریره . (ولف ) :
ورا نام کردند فرخ فرود
به تیره شب اندر چو پیران شنود.
که دانست نام و نشان فرود
کز او شاه را دل بخواهد شخود.
ورا نام کردند فرخ فرود
به تیره شب اندر چو پیران شنود.
که دانست نام و نشان فرود
کز او شاه را دل بخواهد شخود.