26 فرهنگ

خلقان

لغت‌نامه دهخدا

خلقان . [ خ َ ] (اِ) ج ِ خَلق :
تا حشر کرد دهر بملکت ضمان از آنک
جودت همی بروزی خلقان ضمان کند.

مسعودسعد.


کوتوال را گفت تا پیاده تمام گمارد از پس خلقانی تا کوشک .(تاریخ بیهقی ).