حازم
لغتنامه دهخدا
حازم .[ زِ ] (اِخ ) ابن حرام (یا حِزام ) الجُذامی . صحابی و محدث و از مردم بادیة الشام است و پسر او از وی روایت کند که گفت : «اتیت النبی صلی اﷲ علیه و آله و سلم بصید اصطدتها من الاردن واهدیتها الیه فقبلها و کسانی عمامة عدنیة و قال لی ما اسمک قلت حازم قال بل انت مطعم ». رجوع به کتاب الاصابة چ مصر سنه ٔ 1323 ج 1 ص 313 و منتهی الارب شود.