بژهان
لغتنامه دهخدا
بژهان . [ ب ُ ] (اِ) غبطه و آن صفتی است در آدمی که چون چیزی پیش کسی ببیند آرزو کند که مثل آن چیز او را باشد بی آنکه از آن شخص زایل شود. واین محمود است برخلاف حسد چه حسود خواهد که آن چیز او را باشد و آن شخص محروم ماند. (برهان ) (از انجمن آرای ناصری ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء). و در ادات الفضلاء به بای فارسی آمده است . (مجمعالفرس ) :
بر پیچش زلف تست شب را غیرت
بر تابش روی تست مه را بژهان .
پژهان . و رجوع به پژهان شود. || میل شدید. (ناظم الاطباء).
بر پیچش زلف تست شب را غیرت
بر تابش روی تست مه را بژهان .
پژهان . و رجوع به پژهان شود. || میل شدید. (ناظم الاطباء).