اسود
لغتنامه دهخدا
اسود. [ اَ وَ ] (اِخ ) ابن یزیدبن قیس بن عبداﷲ مکنی به ابوعمرو نخعی برادرزاده ٔ علقمةبن قیس ، یکی از مشاهیر تابعین و قدمای فقها و زهاد و از اهل کوفه . وی درک خدمت خلیفه ٔ اول و دویم کرده و از علی (ع ) و عایشه و ابن مسعود و معاذ و ابوموسی و سلمان روایت دارد. پسراو عبدالرحمن بن اسود و ابراهیم بن یزید و خواهرزاده ٔوی ابراهیم نخعی از او روایت کنند. او در روایت موثق است . مردی زاهد و متقی بود و بسال 75 هَ . ق . درگذشت . او راست : تفسیر. رجوع به قاموس الاعلام ترکی و فهرست المصاحف و فهرست عقدالفرید ج 3 و البیان و التبیین چ سندوبی ج 3 ص 105 و اعلام زرکلی ج 1 ص 117 شود.