25 فرهنگ

لعبة

دیکشنری عربی به فارسی

بازي , مسابقه , سرگرمي , شکار , جانور شکاري , يک دور بازي , مسابقه هاي ورزشي , شوخي , دست انداختن , تفريح کردن , اهل حال , سرحال , اسباب بازي , بازيچه , عروسک , بازي کردن , وررفتن