26 فرهنگ

یک پهلو

/yekpahlu/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. لجوج؛ سرسخت و خودرٲی؛ یک‌دنده.
۲. (قید) قرارگرفته بر روی یک پهلوی خود: او یک‌پهلو خوابیده بود.