یک پهلو/yekpahlu/فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. لجوج؛ سرسخت و خودرٲی؛ یکدنده.۲. (قید) قرارگرفته بر روی یک پهلوی خود: او یکپهلو خوابیده بود.