26 فرهنگ

یک رکابی

/yekrekābi/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. اسب یدک؛ جنیبت.
۲. [مجاز]‌ کسی که اصرار و پافشاری می‌کند.
۳. (قید) [مجاز]‌ با اصرار و پافشاری: ◻︎ یک‌رکابی مپای بر سر زهد / چون شود دل عنان‌گرای صبوح (خاقانی: ٤٨٢).
۴. رفیق؛ دوست.