یرنداق
/yarandāq/فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده
۱. چرمخام.
۲. تسمه؛ دوال.
۳. دوالی که به گردن اسب میبندند.
۴. تسمه که روی زین بسته شود.
۵. (زیستشناسی) روده.
۲. تسمه؛ دوال.
۳. دوالی که به گردن اسب میبندند.
۴. تسمه که روی زین بسته شود.
۵. (زیستشناسی) روده.