گواهی
/go(a)vāhi/فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده
شهادت: ◻︎ دل من همی داد گفتی گوایی / که باشد مرا روزی از تو جدایی (فرخی: ۳۹۴).
〈 گواهی خواستن: (مصدر متعدی) از کسی شهادت خواستن؛ به شهادت طلبیدن.
〈 گواهی دادن: (مصدر لازم) شهادت دادن.
〈 گواهی خواستن: (مصدر متعدی) از کسی شهادت خواستن؛ به شهادت طلبیدن.
〈 گواهی دادن: (مصدر لازم) شهادت دادن.