26 فرهنگ

گست

/gast/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

زشت؛ قبیح؛ نازیبا: ◻︎ دلبرا دو رخ تو بس خوب است / از چه با یار کار گست کنی (عماره: شاعران بی‌دیوان: ۳۶۳).